شهباز
پرندهای اسطورهای و باشکوه؛ تصویری از اوج گرفتن، قدرت، آزادی و حرکت. پیوندی میان بلندپروازی و ریشههای فرهنگی این سرزمین.
دو تجربه متفاوت که در دقت، مطالعه، ایدهآلگرایی و اشتیاق به ساختن چیزی بهتر به هم رسیدند.
برای ما، یکی از آن تجربهها مسابقه اسفند ۱۴۰۳ بود. آن مسابقه فقط یک رویداد ورزشی نبود. در میان ساعتها برنامهریزی، تصمیمگیری، حل مسئله، جزئیاتی که باید دیده میشدند و اتفاقاتی که باید در لحظه مدیریت میشدند، چیزی برایمان روشن شد که شاید پیش از آن اینقدر واضح ندیده بودیم.
هر دو ریزبینیم. هر دو پیش از پذیرفتن یک پاسخ، سؤالهای بیشتری میپرسیم. اهل مطالعهایم، به جزئیات اهمیت میدهیم و با «همین خوب است» بهسادگی کنار نمیآییم. ایدهآلگرایی گاهی مسیر را سختتر میکند، اما همان ویژگی ما را وادار میکند چیزی را که به آن باور داریم، تا جایی که میتوانیم درست، دقیق و باکیفیت انجام دهیم.
مسیرهای ما یکسان نبودهاند و شاید همین تفاوت، نقطه قوت این همکاری باشد. نگاهها، تجربهها و مهارتهای متفاوت، وقتی به یک استاندارد مشترک برای کیفیت میرسند، میتوانند چیزی فراتر از حاصل جمع دو نفر بسازند. iRun Infinity از همین نقطه معنا پیدا میکند.
نشان iRun Infinity فقط یک امضای بصری نیست. عناصر آن روایتی از ریشه، روشنایی، انسان و حرکت میسازند؛ از جایی که آمدهایم و مسیری که میخواهیم ادامه دهیم.
پرندهای اسطورهای و باشکوه؛ تصویری از اوج گرفتن، قدرت، آزادی و حرکت. پیوندی میان بلندپروازی و ریشههای فرهنگی این سرزمین.
یکی از نقشمایههای دیرپای فرهنگ ایران؛ نمادی از روشنایی، تداوم و زندگی. نوری که مسیر را آشکار میکند.
انسان در مرکز این روایت قرار دارد؛ در حال دویدن، تجربه کردن و عبور از مرزهای پیشین خود. چون همهچیز از حرکت آغاز میشود.
در سادهترین خوانش، I Run یعنی «من میدوم»؛ عبارتی کوتاه و زنده برای حرکت، جنبوجوش، ورزش و انتخاب یک زندگی فعال. در همان نام، پژواکی از Iran نیز شنیده میشود؛ سرزمینی که این پروژه در آن متولد شده و بخشی از هویت ماست. و Infinity یادآوری میکند که حرکت و یادگیری نقطه پایان ندارند.
مسیر آریا در ورزش از کوهستان آغاز شد. فعالیت او در کوهنوردی از میانه دهه ۸۰ شکل جدیتری گرفت و در سال ۱۳۸۵ از ایدهپردازان و بنیانگذاران «صعود قلم» بود؛ برنامهای سالانه برای گردهمآوردن نویسندگان و فعالان حوزه کوهنوردی.
در ادامه، به عضویت رسمی گروه کوهنوردی همت شمیران درآمد، سابقه عضویت در انجمن کوهنوردان ایران را داشت و یک سال بهصورت داوطلبانه با کمیته کوهپیمایی فدراسیون کوهنوردی همکاری کرد. بین سالهای ۱۳۸۵ تا ۱۳۸۷ دبیر کانون کوهنوردی فرهنگسرای معرفت بود و دورههای تخصصی کوهپیمایی، سنگنوردی، برف و یخ و اصول نقشهخوانی را گذراند.
تجربه او به کوهنوردی محدود نماند. آریا داور درجه ۳ دوومیدانی و داور و مربی درجه ۳ شطرنج است و سابقه تدریس و برگزاری مسابقات شطرنج در دانشگاه مهرالبرز را دارد. قرار گرفتن در موقعیتهای ورزشکار، مربی، داور و برگزارکننده، امکان تجربه ساختار ورزش از زوایای مختلف را برای او فراهم کرده است.
این تجربه بعدها در دویدن نیز به کار گرفته شد. طراحی، برنامهریزی و اجرای مسابقه دوی ۱۰ کیلومتر آیلندوران در اسفند ۱۴۰۳ ــ که برای نخستینبار در پیست فرمول یک ایران برگزار شد ــ از ابتدا تا روز مسابقه بر عهده او بود. پیش از آن نیز یک کلابهاوس تخصصی درباره دویدن در گروه دوران راهاندازی کرده بود.
بخش دیگری از مسیر حرفهای آریا با کتاب، نشر و دسترسی به منابع علمی پیوند خورده است. از اواخر دهه ۷۰ فعالیت خود را در نشر بینالملل آغاز کرد و بخش انتشارات National Geographic را در ایران معرفی کرد؛ نمایندگی این انتشارات را بر عهده داشت و طی چند سال متوالی در بخش بینالملل نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران حضور یافت.
عضویت در انجمن ناشران بینالمللی ایران و اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران و همکاری با مراکز تحقیقاتی و کتابخانههای دانشگاههای علوم پزشکی کشور برای تأمین کتاب، مجله و منابع علمی، بخش دیگری از فعالیتهای او بود.
او مدیرمسئول انتشارات کتاب آموزگار است، سابقه همکاری و تهیه خبر برای مجله «ایرانا» را دارد و بهعنوان عضو بنیاد نیشابور، از شاگردان استاد فریدون جنیدی بوده و با خطوط باستانی و حوزه فرهنگ ایران آشنایی دارد.
آریا از بنیانگذاران iRun Infinity است و بیشتر در زمینه تحقیق، نویسندگی و مدیریت محتوا فعالیت میکند. علاقه او به فناوری، مدیریت، اقتصاد و پژوهش باعث شده رویکردش به تولید محتوا بر پرسیدن، جستوجو کردن و بررسی منابع متمرکز باشد.
«یک پرسشگر با دنیایی از سؤالهای بیپاسخ و عطشی دائمی برای یادگیری.»
مسیر ورزشی شهاب از کودکی آغاز شد. از ۶ تا ۱۸ سالگی در باشگاه عقاب پایگاه یکم شکاری نیروی هوایی بسکتبال بازی کرد. پس از حدود یک دهه دوری از ورزش، در ۳۰ سالگی دوباره بازگشت؛ ابتدا با بدنسازی و سپس کراسفیت. مصدومیت در کراسفیت در سال ۱۴۰۰ نقطهای تعیینکننده شد و از همان زمان دویدن را در کنار بدنسازی آغاز کرد.
در سال ۱۴۰۱ در رقابت ۱۵ کیلومتر استانبول شرکت کرد. سال ۱۴۰۳ برای نیمهماراتن تفلیس آماده شد، اما آسیب ساق پا مانع از تکمیل مسابقه شد. همین دوران را صرف گذراندن دورههای مربیگری و داوری فدراسیون دوومیدانی کرد.
در اسفند همان سال عضو تیم برگزارکننده مسابقه آیلندوران بود. از سال ۱۴۰۴ تمریناتش را برای ماراتن کیش سازمان داد و در همین دوره در تیم داوری مسابقات انتخابی استان تهران و تیم برگزاری نخستین فستیوال دوومیدانی کودکان ایران فعالیت کرد؛ در آذرماه همان سال نیز در ماراتن کیش شرکت کرد.
شهاب عضو خانواده بهداشت و درمان کشور است و ارتباط مستقیم با بیماران ــ بهویژه سالمندان ــ او را از نزدیک با افت کیفیت زندگی در سالمندی و افزایش بیماریهای قلبیعروقی و دیابت در سنین پایینتر آشنا کرده است. همین تجربه، ورزش را برای او از محدوده مسابقه و رکورد فراتر برد و دغدغه ترویج سبک زندگی سالم مبتنی بر ورزش و تغذیه را شکل داد.
شهاب از بنیانگذاران iRun Infinity است و با توجه به پیشینهاش در ورزش، مربیگری، داوری و برگزاری رویداد، مسئولیت اصلی او بر بخش اجرایی متمرکز است. برای او یک اصل اهمیت ویژه دارد: مطالب منتشرشده باید تا جای ممکن بر پژوهشهای بهروز، نشریات علمی معتبر و منابع قابل اتکا در پزشکی ورزشی و فیزیولوژی ورزشی استوار باشند.
نگاه او به زندگی را میتوان اگزیستانسیالیستی خواند؛ تلاشی برای تجربهای عمیقتر، گستردهتر و آگاهانهتر از زندگی، یادگیری مداوم و بازتعریف پیوسته مرزهای شناخت از خود و جهان.
حرکت پایانی ندارد. یادگیری پایانی ندارد. و همیشه چیزی فراتر برای کشف کردن وجود دارد.