دویدن از سادهترین و در دسترسترین شکلهای فعالیت بدنی است؛ اما پشت هر گام، مجموعهای از نیروها، حرکات و سازگاریهای بدن اتفاق میافتد. وقتی یک دونده با درد، آسیب یا افت عملکرد روبهرو میشود، وسوسه سادهای وجود دارد: دوربین را روشن کنیم، فرم دویدن را ببینیم و دنبال «اشتباه» بگردیم.
اما آنالیز حرفهای دویدن چنین چیزی نیست.
بر اساس مرور Introduction to Running Analysis in the Clinical Setting: A Masterclass، آنالیز دویدن یک فرآیند بالینی است که باید در کنار سابقه تمرینی، معاینه، ارزیابی عضلات و بررسی بار تمرین تفسیر شود. ویدئو فقط یکی از قطعات این پازل است.
آنالیز دویدن دقیقاً برای چیست؟
هدف آنالیز دویدن پیدا کردن یک «فرم ایدهآل» و یکسان برای همه نیست. هدف، درک بهتر نحوه حرکت بدن و شناسایی الگوهایی است که ممکن است با درد، آسیب یا کاهش عملکرد ارتباط داشته باشند.
هر دونده ویژگیهای جسمانی، سابقه تمرینی، قدرت عضلانی، انعطافپذیری و اهداف متفاوتی دارد. بنابراین اصلاح تکنیک باید شخصیسازی شود و بر اساس شواهد، وضعیت فرد و ترجیح خود ورزشکار انجام گیرد؛ نه صرفاً برای شبیه شدن به یک دونده نخبه.
قبل از دوربین، باید خودِ دونده را شناخت
یکی از مهمترین پیامهای این مرور این است که ویدئو نباید اولین قدم باشد. پیش از فیلمبرداری، ارزیابی باید اطلاعاتی مانند سابقه دویدن، برنامه تمرینی فعلی، حجم و شدت تمرین، سابقه آسیب، نوع کفش، ارتباط درد با دویدن، وضعیت روانی و استرس و معاینه سیستم اسکلتیعضلانی را در نظر بگیرد.
این موضوع مهم است، چون یک الگوی حرکتی مشابه میتواند در دو ورزشکار معنای متفاوتی داشته باشد. بدون دانستن زمینه، ممکن است یک ویژگی طبیعی بدن را بهعنوان «اشتباه» تفسیر کنیم و تغییری غیرضروری به ورزشکار تحمیل کنیم.
در فیلم چه چیزهایی بررسی میشوند؟
پس از جمعآوری اطلاعات، نوبت به بررسی پارامترهای بیومکانیکی میرسد؛ از جمله زوایای مفاصل، نحوه حرکت اندامها و الگوی کلی دویدن.
کادنس؛ تعداد گامها در دقیقه
کادنس یکی از متغیرهایی است که میتواند در بازآموزی دویدن مورد توجه قرار گیرد. مرور بررسیشده در آرشیو iRUN نشان میدهد افزایش حدود ۵ تا ۱۰ درصدی کادنس در برخی شرایط میتواند با کاهش طول گام، کاهش فرود پا در جلوی مرکز جرم، کاهش نیروهای ترمزی، کاهش فشار وارد بر زانو و کاهش نوسانات عمودی همراه باشد.
اما این به معنی یک نسخه ثابت برای همه نیست. کادنس باید در زمینه وضعیت فرد و هدف مداخله تفسیر شود.
زاویه مفاصل و الگوی حرکت
در آنالیز، حرکت لگن، زانو و مچ و ارتباط آنها با الگوی کلی دویدن بررسی میشود. مسئله اصلی این نیست که آیا یک زاویه با یک عدد «استاندارد» برابر است یا نه؛ بلکه این است که آیا آن الگو در شرایط این ورزشکار با درد، آسیب یا محدودیت عملکرد ارتباط دارد یا خیر.
آیا برای این کار حتماً آزمایشگاه گرانقیمت لازم است؟
نه لزوماً. طبق مطالب بررسیشده در این مجموعه، پیشرفت دوربینهای تلفن همراه و نرمافزارهای تحلیل حرکت، استفاده از تحلیل دوبعدی را برای بسیاری از محیطهای بالینی و آموزشی عملیتر کرده است. در مرور مورد اشاره، در بسیاری از اندازهگیریها اختلاف تحلیل دوبعدی با سیستم سهبعدی کمتر از ۵ درجه گزارش شده است.
برای یک پروتکل ساده، ابزارهایی مانند تردمیل، تلفن همراه یا تبلت، سهپایه، نرمافزار تحلیل حرکت و نشانگرهای ساده نقاط آناتومیکی کافی دانسته شدهاند. در متن آرشیوی iRUN همچنین پیشنهاد شده است که دونده ابتدا حدود ۶ دقیقه روی تردمیل با سرعت دلخواه بدود و سپس حداقل ۳۰ ثانیه از نمای جانبی و حداقل ۳۰ ثانیه از نمای پشت ثبت شود. سرعت تصویربرداری حداقل ۱۲۰ فریم بر ثانیه نیز برای اندازهگیری قابل اعتمادتر زوایا توصیه شده است.
وقتی درد وجود دارد، آیا باید فرم دویدن را تغییر داد؟
اینجا همان جایی است که باید از نسخههای ساده و عمومی فاصله گرفت.
در مرور مورد استفاده، تغییر تکنیک برای برخی آسیبها میتواند مفید باشد، اما نه بهعنوان یک درمان مستقل. برای درد کشکک ران، برای مثال، افزایش حدود ۱۰ درصدی کادنس در برخی مطالعات با کاهش درد و کاهش برخی الگوهای حرکتی نامطلوب همراه بوده است؛ در عین حال، تأکید شده که این مداخله باید در کنار تقویت عضلات لگن و مدیریت بار تمرین دیده شود.
در سندرم باند ایلیوتیبیال نیز افزایش کادنس در برخی شواهد با کاهش Hip Adduction همراه بوده، هرچند برای نتیجهگیری قطعی همچنان به پژوهش بیشتر نیاز است.
در تاندینوپاتی آشیل، موضوع حتی حساستر است. دوندگان با فرود پنجه معمولاً بار بیشتری به تاندون آشیل وارد میکنند؛ بنابراین در فردی که هم این آسیب را دارد و هم با پنجه فرود میآید، تغییر موقت الگوی فرود ممکن است در برخی شرایط فشار روی تاندون را کاهش دهد. برعکس، تغییر بیملاحظه از فرود پاشنه به پنجه میتواند بار روی آشیل را افزایش دهد.
برای درد مزمن جلوی ساق نیز در یکی از مطالعات مرورشده، افزایش کادنس، کوتاهتر کردن گام و تغییر الگوی تماس پا با زمین در گروهی از دوندگان با بهبود توانایی دویدن بدون درد همراه بوده است؛ اما این نتیجه مربوط به یک گروه خاص است و نباید به همه دوندگان تعمیم داده شود.
پس «فرم درست دویدن» چیست؟
یک فرم کامل و یکسان برای همه وجود ندارد.
این شاید مهمترین پیام کل مجموعه باشد. بدن هر دونده متفاوت است و یک ویژگی حرکتی که برای یک نفر کاملاً طبیعی و بدون درد است، ممکن است برای فرد دیگری در شرایط خاص نیازمند بررسی باشد.
بنابراین، بازآموزی دویدن باید هدفمند و مبتنی بر شواهد باشد. در مطالب آرشیوی iRUN تأکید شده است که این فرآیند بهتر است همراه با تمرینات تقویتی، کنترل عصبیعضلانی، مدیریت بار تمرینی، آموزش ورزشکار و پیگیری و ارزیابی مجدد انجام شود.
آنالیز دویدن؛ چراغ راه، نه خودِ درمان
فناوری امروز این امکان را داده است که با ابزارهایی بسیار سادهتر از گذشته، حرکت یک دونده را دقیقتر ببینیم. اما افزایش توانایی دیدن، بهتنهایی به معنی افزایش توانایی درمان نیست.
هیچ عدد، زاویه یا الگوی حرکتی بهتنهایی تعیینکننده نیست. تصمیم درست زمانی شکل میگیرد که بیومکانیک در کنار سابقه تمرین، بار تمرینی، قدرت، ریکاوری، وضعیت روانی، سبک زندگی و اهداف ورزشکار قرار بگیرد.
به بیان ساده: آنالیز دویدن چراغ راه درمان است، نه خودِ درمان.
منبع اصلی
Tripodi, N., Feehan, J., Corcoran, D., Vaughan, B., & McLaughlin, P. (2024). Introduction to Running Analysis in the Clinical Setting: A Masterclass. International Journal of Osteopathic Medicine, 51, 100698.
DOI: 10.1016/j.ijosm.2023.100698
این مطلب بر پایه مرور مقاله فوق و محتوای آموزشی منتشرشده در کانال iRun Infinity تدوین شده است و جایگزین ارزیابی یا توصیه پزشکی فردی نیست.